غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

511

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خواهيم فرمود و در اوايل فصل بهار و مبادى جولان جنود لاله و ازهار بميدان كارزار توجه خواهيم نمود تا صورتىكه در پس پردهء غيب مستور است بحيز ظهور آيد و السلام و اين مكتوب ميمنت اسلوب را بموجب فرمان اشرف اعلى يكى از قورچيان عظام گرفت و نماز ديگر روز پنجشنبه بجانب مرو رفت و صباح روز جمعه كه خسرو بيضا علم بعزم تسخير عرصهء عالم تيغ زراندود از نيام افق بيرون كشيد و متحصنان قله افلاك را كه به خيال دست برد پاى در فضاى معركهء سپهر نهاده بودند مغلوب گردانيد شاه صاحب‌تائيد امير بيك موصلو مهردار را با سيصد سوار جرار بر سر پل نهر محمودى بازداشت و بنفس نفيس همايون با جنود عنايت ملك بيچون رايت نهضت بصوب قريه تلختان برافراشت مقرر آنكه چون امير بيك سياهى سپاه محمد خان را مشاهده نمايد بىتوقف سالك طريق فرار گشته بموكب گردون مراتب ملحق گردد تا ازبكان دلير شده بيدغدغه از سيه آبى كه در آن راهست بگذرند و در تعاقب اردوى كيهان پوى استعجال نموده از شهر دور افتند و از آنجانب چون محمد خان معلوم فرموده كه پادشاه عاقبت محمود كوچ كرده به طرف مغرب متوجه گشت پنداشت كه غازيان نصرت‌نشان عنان‌يكران تا حدود عراق و آذربايجان باز نخواهند كشيد مع ذلك روز اول جهة رعايت حزم از شهر بيرون نيامد اما سحر روز جمعه با فوجى كثير از بهادران جوش پوشن خنجرگذار كه هريك بنوك خدنك مرك آهنك در شب تار ديده مور و مار درهم دوختندى و بشعله شمشير آبدار در روزگار زار خرمن حيات رستم و اسفنديار بسوختندى قدم از دروازه بيرون نهاد و خود در قلب لشگر بايستاد و جناحين را بفر وجود جان وفا ميرزا و قنبر بىاستحكام داد و بغرور موفور از عقب پادشاه مؤيد منصور نهضت نموده در اثناء راه مكتوب همايون پادشاه ربع مسكون بوى رسيد و مضمون معلوم كرده تصور فرمود كه سبب آن مراسله كمال عجز است از اقدام بميدان مقاتله بنابرآن در تعاقب مواكب كواكب مراتب از پيشتر اظهار اهتمام بيشتر نمود و خواجه كمال الدين محمود را فرمود تا قاصد را بمرو برده مضبوط سازد و از لشگر هركس در شهر مانده باشد بيرون فرستد و در طى مسافت طريق سرعت مسلوك داشته چون نزديك بقريه محمودى رسيد امير بيك مهردار حسب المقرر عنان بصوب فرار انعطاف داد و محمد خان به مجرد مشاهده اينمعنى مسرور شده بديدن پيكر اميد ظفر اميدوار گشته در رفتار از پيشتر بيشتر تعجيل فرموده بسان برق و باد از سيه آب بگذشت و از مضمون كريمهء همايون ( عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ ) غافل و از استماع نداى اندوه‌فزاى ( ان هذا اليوم عسير ) بغايت ذاهل بيت از ان بى خبر كاندران داروگير * بسرپنجهء قهر گردد اسير اما پادشاه مظفر لوا پس از رسيدن امير بيك به موكب اشرف اعلى از قرب وصول دشمن مخذول وقوف يافته با سه چهار هزار سوار از امراء عظام و قورچيان بهرام انتقام كه در آن زمان ملازم ركاب ظفر آثار بودند عنان سمند گيتىنورد انعطاف داد مانند شير ژيان كه روى بصيد نخجير آهو آرد يا شاهباز بلندپرواز كه شكار گنجشك و تيهو را آسان شمارد روى به -